
A
Hossein Derakhshan's old column in (late) Asr-e-Azadegan Newspaper
از روزنامه مرحوم مغفور عصر آزادگان، دوشنبه 27/10/1378
(برای دیدن تصویر بریده روزنامه در ابعاد بزرگتر، روی آن کلیک کنید.)
از دی ماه 1378 تا فروردین ماه 1384 دنیا خیلی عوض شده است. این یادداشت قدیمی
حسین درخشان را لای بریدههای روزنامههای آن دوران (کدام دوران؟!) که چند سالی بود داخل یک کیسه فریزر توی کشوی تختم خاک میخوردند، پیدا کردم. این که چرا از بین یادداشتهای متعدد حسین درخشان در عصر آزادگان این یکی را نگه داشته بودم، تا جایی که یادم هست، به خاطر بند دوم آن بوده است. و حالا این شما و این هم تصویر اسکن شده بریده روزنامه (با چه حال و حوصله و علاقه و دقتی آن را بریده و تا کرده و نگه داشته بودم!)، و متن آن که زحمت تایپ مجددش را خودم کشیدم! و در این فرایند زمانبر (اما نه خستهکننده) نکاتی هم به ذهنم رسید که آنها را داخل کروشه با رنگ متمایز از متن اصلی
[خاکستری] نوشتهام.
***
اینترنتیادداشتهای هفتگی یک روستایی ساکن در دهکده جهانی
کاربرِ مورد نظر مُرده استحسین درخشانhom@hoder.com
1) مرا باش که میخواهم مردم را تشویق به استفاده از اینترنت کنم و بغل دستم در همین روزنامه عصر آزادگان هیچ کس اینترنت را جدی نمیگیرد. البته نه این که هیچ کس، اما تعدادشان خیلی کم است. هفته پیش به شما قول دادم که کمکم در همه صفحات روزنامه شروع میکنیم به معرفی کردن یکسری سایت راجع به موضوع هر صفحه. (مثلاً در صفحه بینالملل هر روز، چند سایت مربوط به خبرهای چاپشده در همان صفحه را میتوان برای آگاهی بیشتر ذکر کرد، یا در صفحه سیاسی به همین شکل و...) این کار را از صفحه گرامی ادب و هنر شروع کردم. به آنها یک لیست دادم که در آن برای هر روز یک سایت ــ متناسب با موضوع هر روز مثل کتاب، موسیقی و... ــ معرفی شده بود. ولی از آن روز تا حالا تنها 2 روز این کار انجام شده است و به بهانههای مختلف ــ جای کم، آگهی، یادداشت و غیره ــ این سایتها به طور مرتب معرفی نشدهاند. وقتی در روزنامهای که اینترنت را ترویج میکند وضعیت این طور باشد چه امیدی به دیگران میتوان بست؟
2) هفته پیش یکسری علامتهای غریب را معرفی کردم که شبیه آدمکی بود که صورتش را به حالات مختلف درمیآورد. در مقالات همین ستون نیز از آنها چند بار استفاده کردم که چند بار چاپ شد و چند بار هم ــ به دلیل ناآشنایی حروفچینهای گرامی با این علامتها ــ چاپ نشد. امروز چند مدل دیگر را معرفی میکنم:
(برای درک این علامتها کافی است روزنامه را 45 درجه
[احتمالاً 90 درجه مورد نظر بوده!] در جهت عقربههای ساعت بچرخانید و آدمک مذکور را ببینید. آدمکهای امروز دماغ دارند.)
(-: کاربر مورد نظر میخندد
(-Ӧ کاربر مورد نظر از ته دل میخندد
Ӧ-D کاربر مورد نظر قهقهه میزند
(-؛ کاربر مورد نظر لبخند شیطنتآمیز زده است (احتمالاً شوخی ناجوری کرده است!)
)-: کاربر مورد نظر افسرده است
o-: کاربر مورد نظر تعجب کرده است
(-% کاربر مورد نظر ساعتها پای کامپیوتر بوده است
(-8 کاربر مورد نظر عینک آفتابی زده است
(-X کاربر مورد نظر مرده است (در شبکه موجود نیست) (-:
3) شناسنامه روزنامه بالاخره به لطف دوستان مزین به آدرسهای اینترنتی شد. ازین
[از این] به بعد میتوانید به شمس و ولیبیک نامه بدهید. (البته اگر نامههایشان را بخوانند)
4) قصه مردی را بشنوید که از روز اول ژانویه
[2000] تصمیم گرفته است تمام نیازهای مادی خود را از راه اینترنت تأمین کند. این مرد ادعا دارد که در زمانه کنونی میتواند بدون بیرون آمدن از خانه تمام نیازهایش را از راه تجارت الکترونیک با e-commerce برطرف کند. او روز اول ژانویه به یک خانه، خالی
[احتمالاً ترکیب «خانه خالی» مفهوم بدی داشته که ویراستاران عصر آزادگان یک ویرگول را وسط آنها کاشته بوند:-))] نقل مکان کرد که فقط یک کامپیوتر متصل به اینترنت در آن بود. به جز این کامپیوتر و لباسهایش هیچ نداشت.
با همان کامپیوتر یک سایت درست کرد و در آن چند کار کرد: 1) او برنامه کاری هر روز خود را در معرض دید همه میگذاشت 2) آن مرد به وسیله دوربینهای کوچکی
[وبکم لابد!] که در خانه گذاشته بود از همه فعالیتهایش فیلم میگرفت و این فیلمها بدون انقطاع و زنده در سایتش پخش میشد
[الان به جای این جمله طولانی میشود نوشت آن مرد چند وبکم در خانه گذاشته بود که همواره آنلاین بودند] 3) او شروع کرد به کار کردن از راه اینترنت و پول درآوردن از راه آن.
از همان روز اول شروع به خرید تجهیزات خانه کرد و همه از راه اینترنت: غذا و مبلمان و دستمال توالت و لباس و... او حتی کارهای بانکی خود را هم از همان جا انجام میداد. خود من شخصاً دو هفته پیش که به سایتش رفتم
[خداوکیلی آن موقع سر زدن به یک سایت اینترنتی در ایران کار حضرت فیل بوده، گرچه الان هم با اتصال دایل-آپ نمیتوان سایتی با این توصیفات را مثل آدم نشست و تماشا کرد:-)] دیدم که بیچاره روی یک زیرانداز نازک، بر زمین خوابیده، در حالی که کامپیوتر در کنار او و روی زمین قرار داشت. چند روز بعد دوباره به آن سایت سر زدم و دیدم که تخت خریده و روی تخت خوابیده و کامپیوترش را هم روی میز گذاشته است. (خدا را شکر که پیشرفت کرد!) برای دیدن سایت او
http://www.dotcomguy.com/ را ببینید و با کسی که خود را پیشمرگ همه ما کرده است بیشتر آشنا شوید.
5) یک آمار جالب: استفادهکنندگان پی.سی در آمریکا 7/1 میلیارد ساعت از وقتشان را در ماه مارس سال 1998 در
["در" این وسط چی کاره بیده؟!] پای کامپیوترهایشان صرف کردند. از این میان، یک میلیارد ساعت، در هنگام کار با نرمافزارهای مایکروسافت سپری شده است.
6) اگر به اینترنت دسترسی دارید به این آدرس بروید:
communities.msn.com/asreazadegan در این سایت میتوانید درباره روزنامه عصر آزادگان نظر بدهید، با خوانندگان دیگر روزنامه به طور زنده گفتوگو کنید و... البته لازم است که ابتدا در این «اجتماع مجازی» عضو شوید.
7) این هم مورد هفتم تا مثل هفتههای گذشته یادداشتم 7 تایی بشود. (-:
***
از روزنامه مرحوم مغفور عصر آزادگان، دوشنبه 27/10/1378