Friday, March 04, 2005

«هم‌نامِ» امیر مهدی حقیقت

امیرمهدی حقیقت را از روزنامه جام‌جم می‌شناختم. او در سرویس فرهنگ و هنر بود و من در سرویس دانش. بعدترها که هم من از جام‌جم رفته بودم و هم او، نامش را در سروش جوان می‌دیدم که زیر ترجمه داستان‌های کوتاه روز جهان (که هنرمندانه ترجمه شده بودند)، یا بخش Funglish (نکته‌های جالب مربوط به زبان انگلیسی) آمده بود. بعد از آن هم تا مدتی که سروش جوان به شکل فعلی‌اش درنیامده بود، دبیر بخش «پرسه» بود که ویژه‌نامه‌ای بود وسط مجله مربوط به ادبیات و هنر. زمان گذشت و گذشت تا اینکه وبلاگ او را دیدم و اینکه مشغول ترجمه رمان و داستان است و تا الان هم چند کتاب منتشر کرده که آخری‌اش «هم‌نام» جامپا لیری است.

برای معرفی هم‌نام، همان روز اول که خبر نشرش را امیرمهدی حقیقت در وبلاگش داد، مطلبی نوشتم برای بخش خواندنی‌های صفحه آخر شرق؛ اما بچه‌های گروه ادب و هنر شرق می‌خواستند مطلب مفصل‌تری را درباره آن کار کنند و برای همین نوشته من چاپ نشد. این مطلب را خود امیرمهدی حقیقت هم دیده و گفت [ای‌میل زد] که معرفی خیلی خوب و کاملی است. من هم می‌گذارمش اینجا تا شما هم اگر می‌خواهید، بیشتر درباره این کتاب و نویسنده‌اش بدانید.

***

«هم‌نام»، کتاب تازه مترجم دردها

علی اکبر قزوینی:
«در رمانِ هم‌نام کلمات و تعبيرهايی بود که من فکر کردم اگر يک کَمَک‌ای آب ‌و ‌رنگ فارسی بگيرند خواننده را اذيت نمی‌کند. مثلاً راننده‌ ريکشا (rikshaw driver) را گذاشتم «ريکشاچی» (چون ريکشا يک چيزی است شبيه درشکه ‌ خودمان) يا مراسم برنج (Rice ceremony) را گذاشتم «(مراسم) برنج‌خوران» (چون در آن همه‌ فاميل دور هم جمع می‌شوند و اولين برنج زندگی را دهن نوزاد می‌گذارند).» کمتر پیش می‌آید مترجم کتابی در حالی که مشغول ترجمه آن کتاب است، نکات مختلفی را که در حین ترجمه به آنها برخورد کرده با خوانندگانِ احتمالی اثر در میان بگذارد. اما اینترنت به یاری آمده است، و البته در کنار آن ذوق و دقت‌نظر و حوصله، تا امیر مهدی حقیقت در وبلاگش (http://tarjomeh.persianblog.com) در کنار هزار و یک نکته دیگر در مورد ترجمه، مواردی همانند آنچه که در ابتدای این یادداشت آمد را نیز زیر عنوان یادداشت‌های دنباله‌دارِ «درگیری‌های مترجم با «هم‌نام» بیان کند.

«هم‌نام» بیش از چند روز نیست که وارد بازار کتاب شده است. این کتاب را نشر ماهی منتشر کرده و طرح جلد زیبای آن هم، در عین تقارن جالبی که با لوگوی ناشر دارد، از اصل کتاب الهام گرفته شده است. این رمان که بسیار مورد تحسین منتقدان و خوانندگان در سراسر دنیا قرار گرفته است، روایت‌گر ماجرای خانواده‌ای هندی است که از محیط زندگی سنتی‌شان در کلکته به دنیای مدرن ایالات متحده مهاجرت می‌کنند. در شهر کمبریجِ ایالت ماساچوست، «آشوک» و «آشیما» زندگی جدیدشان را در حالی آغاز می‌کنند که آقای خانه می‌خواهد هر جور شده خودشان را با شرایط و رسوم زندگی تازه تطبیق بدهند، در حالی که همسرش به شدت دل‌تنگ خانه و زندگی‌شان در هند است. وقتی این دو نفر پسردار می‌شوند، تلاش برای نام‌گذاری او نشان می‌دهد که آنها همچنان دوست دارند رسوم قدیمی و سنتی در دنیای مدرن هم محترم شمرده شود. بعد از آن می‌بینیم که این پسر، چطور در میان سنت و مدرنیته این سو و آن سو می‌رود، و با ماجراهای تلخ و شیرینی که برای او اتفاق می‌افتد همراه می‌شویم...

جامپا لیری، نویسنده هندی‌الاصل «هم‌نام»، در سال 1967 در لندن به دنیا آمد و در رودآیلند بزرگ شد. او از دانشگاه بوستون سه مدرک کارشناسی ارشد در رشته‌های ادبیات انگلیسی، نویسندگی خلاق و مطالعات تطبیقی در ادبیات و هنر دارد، ضمن آن‌که دکترایش را هم از همین دانشگاه در زمینه مطالعات رنسانس دریافت کرده است. «مترجم دردها»، اولین اثر او که یک مجموعه داستان است، علاوه بر دریافت جایزه پولیتزر در سال 2000، جایزه پن/همینگوی و جایزه مجله نیویورکر برای بهترین اثر اول سال را نیز برده و نامزد جایزه کتاب لس آنجلس تایمز بوده است. «هم‌نام» اما اولین رمان خانم لیری است که هم‌اکنون با همسر و پسرش در نیویورک زندگی می‌کند.

«مترجم دردها» را هم امیر مهدی حقیقت ترجمه کرده و چاپ سوم آن با ویرایش جدید، هم‌زمان با چاپ اول «هم‌نام» بیرون آمده است. در مورد این هم‌زمانی، و مزایای ویرایش تازه، امیر مهدی حقیقت در وبلاگش نوشته: «ناشر می‌خواهد تعدادی از اين دو [کتاب] را به ‌صورت Pack در بسته‌های وکيوم‌شده هم در بياورد برای آنها که هيچ‌کدام را ندارند يا می‌خواهند مترجم دردها را هم دوباره بخوانند، که به نظرم می‌ارزد؛ چون ليری قصه‌های کتاب را اين دفعه خيلی ساده‌تر
و روان‌تر را تعريف کرده و ميراندا و توينکل و شبا و شوکمار و دو و سانجيو و مالا اين بار خيلی قشنگ‌تر حرف می‌زنند!» «مترجم دردها» به بیش از 29 زبان ترجمه شده و در اغلب کشورها جزء پرفروش‌ها بوده است.

4 نظر:

Anonymous حسین نوروزی نوشته...

سلام عزیزم / عزیزم سلام
دوستت دارم / عاشقتم والسلام !

07 March, 2005 03:47  
Anonymous Anonymous نوشته...

Well done!
[url=http://qbzdmkem.com/blhu/rlnq.html]My homepage[/url] | [url=http://ksqilvsx.com/sxbi/zuyz.html]Cool site[/url]

15 November, 2006 17:22  
Anonymous Anonymous نوشته...

Great work!
My homepage | Please visit

15 November, 2006 17:22  
Anonymous Anonymous نوشته...

Great work!
http://qbzdmkem.com/blhu/rlnq.html | http://murvzvlx.com/lpgy/duew.html

15 November, 2006 17:22  

Post a Comment

خانه >>